دیالوگ های اسنیپ هری پاتر | جملاتی از ذهن مرموز استاد معجون‌های هاگوارتز

  • توسط مریم همایون‌فر
  • ۱۱ ماه قبل
  • ۹۶ بازدید
  • ۰
دیالوگ های اسنیپ هری پاتر

سوروس اسنیپ (Severus Snape) جالب‌‎ترین شخصیتی است که می‎‌‌توانید در کتاب‎‌‌های هری پاتر پیدا کنید اما فیلم‎‌ها پیچیدگی این شخصیت را به‌خوبی به نمایش نگذاشته‌اند. چه مردم از او متنفر باشند و چه او را دوست داشته باشند، اسنیپ شخصیت فوق‌العاده‌ای است. با کافه کمیک همراه باشید تا به بررسی دیالوگ های اسنیپ هری پاتر بپردازیم.

بهترین دیالوگ های اسنیپ هری پاتر

طرفداران دنیای هری پاتر حتی نمی‌توانند در مورد این‌که اسنیپ یک شرور است یا یک قهرمان، به توافق برسند. واقعیت این است که اسنیپ هم قهرمان است و هم شرور. بسیاری از نقل قول‌های سوروس اسنیپ در کتاب‌های هری پاتر نشان دهنده غرور، تلخی و کینه‌ی این شخصیت است اما در عین حال قلب بزرگ، احساس گناه و حتی ترس کودکانه‌ی او را به شیوه‌ای دل‌خراش و گیج‌کننده به‌تصویر می‌کشند. فیلم‌ها بر روی نسخه‌ای ملایم‌تر و در عین حال ساده‌تر اسنیپ متمرکز بوده و کتاب‌ها مردی جذاب و پر از تناقض را نشان می‌دهند. در این مقاله قصد داریم بهترین دیالوگ های اسنیپ هری پاتر در کتاب‌ها و فیلم‌ها را مرور کنیم.

بهترین دیالوگ های اسنیپ هری پاتر

بهترین دیالوگ های اسنیپ هری پاتر

” می‌خوای چند لحظه وقت داشته باشی تا برای سنگ قبرت یک نوشته بنویسی؟”

آلبوس دامبلدور (Albus Dumbledore) هیچ‌وقت از این نمی‌ترسید که از متحدانش درخواست انجام ماموریت‌های چالش برانگیزی را داشته باشد اما حتی شخصی به وفاداری اسنیپ هم ظرفیتی دارد. وقتی دامبلدور متوجه می‌شود به زودی بر اثر نفرینی خواهد مرد و دراکو مالفوی (Draco Malfoy) قصد دارد او را به قتل برساند، از اسنیپ می‌خواهد به جای دراکو، او را بکشد. دامبلدور می‌داند که در هر صورت خواهد مرد و قصد دارد مالفوی را از چنین جنایت وحشتناکی نجات دهد. در عین‌حال با این پیشنهاد به اسنیپ کمک خواهد کرد تا اعتماد کامل ولدمورت را جلب کند.

اسنیپ ابروهایش را بالا انداخت و با لحنی کنایه‌آمیز پرسید: قصد داری بگذاری تو را بکشد؟
قطعاً نه. تو باید من را بکشی.
سکوت طولانی‌ای برقرار شد که فقط با صدای کلیک عجیب و غریبی شکسته شد. فاوکس، ققنوس، در حال جویدن تکه‌ای استخوان ماهی بود.
اسنیپ با لحنی طعنه‌آمیز پرسید: می‌خواهی الان این کار را بکنم؟ یا می‌خواهی چند لحظه وقت داشته باشی تا برای سنگ قبرت چیزی بنویسی؟

البته اسنیپ بالاخره با این درخواست موافقت می‌کند، اما ابتدا دامبلدور را متوجه غیرمنطقی بودن آن نقشه کرده و این کار را با نیشخند همیشگی‌اش (که بیشتر در کتاب‌ها شناخته شده تا در فیلم‌ها) انجام می‌دهد. فیلم فرصت گنجاندن این نکات ریز از رابطه دامبلدور و اسنیپ را که شامل شوخی‌های دوستانه، نظرات شوخ‌طبعانه و اعتماد بود را از دست داد.

“به من نگو بزدل”

در فیلم، هری پس از قتل آلبوس دامبلدور توسط استاد معجون‌سازی، اسنیپ را تعقیب می‌کند. هری اسنیپ را بزدل خطاب کرده و اسنیپ در پاسخ به این حرف، به هری حمله می‎‌کند اما در کتاب این‌طور نیست. اسنیپ به تازگی نزدیک‌ترین دوستش را به قتل رسانده بود. او این‌کار را به‌عنوان یک لطف، راهی برای محافظت از دراکو و ادامه نقشه شکست دادن لرد ولدمورت انجام داد و حالا هری او را بزدل خطاب کرده بود. اسنپ از روی احساسات سر هری فریاد می‌زند. “Don’t Call Me Coward”

گنجاندن این نقل قول در فیلم فقط چند ثانیه طول می‎‌کشید و می‌توانست اسنیپ را در لحظه آسیب‌پذیر بهتر توصیف کند، بنابراین عدم گنجاندن آن اشتباه بزرگی بود.

یکی از دیالوگ های اسنیپ هری پاتر

یکی از دیالوگ های اسنیپ هری پاتر

“از اون کلمه استفاده نکن!”

در یکی از خاطراتی که اسنیپ به هری هدیه می‎‌دهد، او از فینیاس نیگلوس (Phineas Nigellus) در مورد محل حضور هری، هرماینی و رون سوال می‌پرسد. فینیاس برای نام بردن هرماینی از کلمه Mudblood استفاده می‌کند. این کلمه یک واژه تحقیرآمیز بوده که در مجموعه هری پاتر برای اشاره به جادوگرانی که والدینشان غیرجادوگر هستند، استفاده می‌شود. اسنیپ با شنیدن این حرف عصبانی شده، فینیاس را سرزنش می‌کند و از او می‌خواهد که هرگز از آن کلمه استفاده نکند. این صحنه در فیلم حضور ندارد اما وجود آن می‌توانست شخصیت واقعی اسنیپ را بهتر نشان دهد.

اسنیپ با کینه از ماگل‌ها، به‌خصوص خواهر لیلی و پدر خودش، بزرگ شد. این ناراحتی و تأثیر همکلاسی‌های اسلیترینی‌اش، باعث شد اسنیپ نسبت به آن‎‌ها کمی متعصبانه رفتار کند. اسنیپ از رابطه لیلی (Lily) با غارتگران (Marauders که شامل جیمز پاتر (James Potter I)، سیریوس بلک (Sirius Black III)، ریموس لوپین (Remus Lupin) و پیتر پتی گرو (Peter Pettigrew) می‌شود) و گریفیندوری بودنش رنجید و از این کلمه توهین‌آمیز علیه او استفاده کرد.

کمی بعد او به ولدمورت پیوست. با این‌حال بعد از پشیمانی از اشتباهات وحشتناک خود و کمک به دامبلدور در شکست دادن لرد ولدمورت، اسنیپ یاد گرفت از کلمه Mudblood متنفر باشد. این تنفر نشانه‌ واضحی از رشد او و عشق مداومش به لیلی است.

دیالوگ های اسنیپ هری پاتر : اسنپ و لی‌لی

دیالوگ های اسنیپ هری پاتر : اسنپ و لی‌لی

اخیراً، فقط کسانی که نتونستم نجاتشون بدم

دامبلدور قبل از مرگ به اسنیپ گفت هری باید بمیرد تا ولدمورت واقعاً شکست بخورد زیرا او یک جان پیچ (Horcrux) است. اسنپ بعد از شنیدن این حرف شوکه شد. او ۲۰ سال آخر عمرش را صرف محافظت از تنها پسر لیلی پاتر کرد تا هری بالاخره در پایان بمیرد؟ اسنیپ نمی‌توانست باور کند که دامبلدور این پسر را بزرگ کرده و آموزش داده است تا در زمان مناسب بمیرد.

اسنیپ: «تو هری رو زنده نگه داشتی تا در لحظه مناسب بمیره؟»

دامبلدور: «شوکه نشو، سوروس. مرگ چند مرد و زن رو تماشا کرده‌ای؟»

«اخیراً، فقط کسانی که نتونستم نجات دهم،» اسنیپ گفت. او بلند شد. «تو از من سو استفاده کردی.»

هری و اسنیپ

هری و اسنیپ

دامبلدور از این‌که اسنیپ به مرگ هری اهمیت می‌داد، تعجب کرد و با لحنی طعنه‌آمیز از او پرسید که چند نفر را در حال مرگ دیده است. اسنیپ خیلی صادقانه پاسخ داد در سال‌های اخیر، فقط آن دسته از افرادی را که نتوانسته نجات دهد. در حالی که هری پاتر زنده ماند، این نقل قول، حس واقعی اسنیپ را آشکار می‌کند و گفتگوی اخلاقی بین دامبلدور و سوروس نشان می‌دهد که این شخصیت‌ها سیاه و سفید نیستند و فیلم‌ها در نشان دادن شخصیت واقعی شکست خورده‌اند.

 

” خودت رو طعمه آسونی برای ارباب تاریکی خواهی یافت”

این مورد یکی از جالب‌ترین و آموزنده‌ترین مکالمات بین سوروس اسنیپ و هری است، اما در فیلم محفل ققنوس به آن پرداخته نشده است. اسنپ در تلاش است به هری آکلومنسی (Occlumency) هنر جادویی برای محافظت از ذهن در برابر نفوذ لجیلیمنسی (Legilimency) را آموزش دهد و برای درک بهتر موضوع، به او هشدار می‌دهد اگر همین‌طور پیش برود، طعمه آسانی برای لرد سیاه خواهد بود.

احساسات هری مطمئناً بزرگ‌ترین نقطه قوت اوست، اما همچنین راهی آسان برای ولدمورت هستند تا ذهنش را دستکاری کنند. او واقعاً به آسانی وارد ذهن هری شده و از عشق او به سیریوس (Sirius) سوءاستفاده می‌کند تا هری را به وزارت سحر و جادو برساند. به دلیل رفتار تند اسنیپ، هری هرگز به او اعتماد نداشت، اما این دیالوگ ثابت می‌کند که اسنیپ واقعاً می‌خواست از هری محافظت کند.

“این شغل منه”

هری استاد به چالش کشیدن سوروس اسنیپ است. او در یکی از کلاس‌های آکلومنسی، روش‌های اسنیپ را زیرسوال می‌برد. هری سعی می‌کند در مقابل اسنیپ توهین‌آمیز صحبت کند زیرا متقاعد شده است که اسنیپ یک مرگ‌خوار است. او نمی‌دانست که اسنیپ واقعا در تلاش است تا از او محافظت کند و به همین دلیل است که با اطمینان پاسخ می‌دهد “این کار منه”

اسنیپ به سردی گفت:  پاتر تو نه خاص هستی و نه مهم، و به تو مربوط نیست که بفهمی ارباب تاریکی به مرگخوارانش چی می‌گه

 هری: «نه. این وظیفه توئه، مگه نه؟» او قصد نداشت این را بگوید؛ از عصبانیت منفجر شده بود. برای لحظه‌ای طولانی به یکدیگر خیره شدند، هری متقاعد شد که زیاده‌روی کرده است.

اما وقتی اسنیپ جواب داد، حالتی کنجکاوانه و تقریباً راضی بر چهره‌اش نقش بست.

او گفت: «بله، پاتر،» چشمانش برق می‌زد. «این وظیفه و کار منه.»

این مورد یکی از معدود دفعاتی است که اسنیپ با کمی تکبر و زیرکی در بحث پیروز می‌شود. کل صحنه، لحظه‌ای برجسته برای نشان دادن تنش بین هری و اسنیپ است. این نقل قول اگرچه کوتاه است اما جنبه طنزآمیز و جذابی از استاد معجون‌سازی را نشان داده و آن را به یکی از بهترین دیالوگ های اسنیپ هری پاتر تبدیل می‌کند.

شش سال آموزش جادویی برای تو هدر نرفته پاتر “

وقتی اسنیپ در کلاس دفاع در برابر جادوی سیاه از هری می‌پرسد که تفاوت بین اینفِری (Inferi جسد‌هایی که با طلسم‌های جادوگر سیاه دوباره به حرکت درآمده‌اند) و روح چیست، هری پاسخ می‌دهد که ارواح شفاف هستند. اگرچه روش‌های تدریس اسنیپ افتضاح است، اما شاید این بار حق داشت که هری را مسخره کند. هری در حال حاضر یک دانش‌آموز سال ششم است و باید می‌توانست پاسخ بهتری ارائه بدهد.

بله، به راحتی می‌توان دید که تقریباً شش سال آموزش جادویی برای تو هدر نرفته است، پاتر. ارواح شفاف هستند.

طعنه‌های اسنیپ یکی از جنبه‌های مورد علاقه طرفداران این شخصیت است که در کتاب‌ها بهتر از فیلم‌ها به تصویر کشیده شده است.

دیالوگ های اسنیپ هری پاتر : “جادوهای سیاه بسیار زیاد، متنوع، همواره در حال تغییر و ابدی هستند”

عشق و دانش اسنیپ از جادوی تاریک کمی ترسناک اما در عین‌حال قابل توجه بود. جادوگران معمولاً هنرهای تاریک را با جادوگران تاریک مرتبط می‌دانند، که منطقی است زیرا معمولا این افراد از جادوی سیاه برای بدون در نظر گرفتن عواقب آن استفاده می‌کنند. با این‌حال اسنیپ این جادوی قدرتمند را در سطح دیگری درک کرده و پتانسیل و خطر آن را می‌داند. جادوگران برای مبارزه با این شاخه از جادو و حتی در صورت لزوم استفاده از آن، به دانش کافی از آن نیاز دارند.

همان‌طور که اسنیپ بیان می‌کند، جادوهای سیاه «بسیار زیاد، متنوع و همیشه در حال تغییر» هستند، به این معنی که جادوگران سیاه به استفاده از آن‌ها برای آسیب رساندن به دیگران ادامه خواهند داد و جادوگران خوب باید پابه‌پای آن‌ها پیش بروند. این یکی از نمادین‌ترین دیالوگ های اسنیپ هری پاتر است، به‌خصوص از آن‌جایی که علاقه او به هنرهای سیاه را نشان می‌دهد.

اسنیپ و بلا

اسنیپ و بلا

« ارباب تاریکی رو فریب دادم؟»

ممکن است سوروس اسنیپ استادی وحشتناک، فردی عبوس و جادوگری مشکوک باشد، اما همه می‌دانند که او باهوش، بااستعداد و شجاع است. وقتی اسنیپ با نارسیسا (Narcissa) پیمان ناگسستنی می‌بندد، بلاتریکس (Bellatrix) آن‌جاست تا وفاداری اسنیپ به لرد ولدمورت را زیر سوال ببرد. پاسخ‌های اسنیپ کامل، هوشمندانه و حساب‌شده هستند و هرگونه سوءظنی را که بلاتریکس ممکن است داشته باشد، از بین می‌برند.

«فکر می‌کنی اشتباه می‌کنه؟ یا این‌که من به نحوی اون رو فریب داده‌ام؟ ارباب تاریکی، بزرگ‌ترین جادوگر، ماهرترین جادوگری که دنیا تا به حال به خود دیده را فریب داده‌ام؟»

این صحنه در فیلم شاهزاده دورگه ظاهر می‌شود، اما به اندازه کتاب‌ها دیالوگ ندارد. در حالی داخل فیلم تنش بین بلاتریکس و اسنیپ وجود دارد، فیلم پاسخ‌های تند و زیرکانه اسنیپ را حذف می‌کند در حالی که همین پاسخ‌ها، بینشی عالی از شخصیت او ارائه می‌دهند. این دیالوگ در آینده اهمیت بیشتری پیدا می‌کند زیرا اسنیپ در واقع به لرد تاریکی خیانت می‌کند. اسنیپ با زیرکی شک و تردید بلاتریکس را به چالش می‌کشد و کاری می‌کند او باور کند سوءظنش با هوش لرد ولدمورت در تضاد است.

«اسم ارباب تاریکی رو نیار!»

این مورد را می‌توان آسیب‌پذیرترین دیالوگ های اسنیپ هری پاتر دانست زیرا ترس او از لرد سیاه را نشان می‌دهد. وقتی هری نام ولدمورت را می‌گوید، اسنیپ با حالتی تدافعی و وحشت‌زده به او حمله می‌کند. اسنیپ ممکن است در آن لحظه عصبانی به نظر برسد، اما در واقع با اضطراب علامت سیاه خود را لمس می‌کند که این لمس نشان دهنده احساسات قوی اسنیپ است.

اسنیپ با عصبانیت گفت: «نام ارباب تاریکی رو به زبان نیار!»

سکوت بدی برقرار شد. اون‌ها به یکدیگر خیره شدند.

هری آرام گفت: «پروفسور دامبلدور اسمش رو می‌گه.»

اسنیپ زیر لب غرغر کرد: «دامبلدور جادوگر فوق‌العاده قدرتمندیه. به اندازه کافی احساس امنیت می‌کنه تا از این اسم استفاده کنه… بقیه ما…» ناخودآگاه ساعد چپش را (جایی که هری می‌دانست نشان سیاه روی پوستش حک شده است)، مالید.

پروفسور اسنیپ جادوگری بسیار با استعداد، قوی و مغرور است. باور کردن این‌که او واقعاً از ولدمورت می‌ترسیده، سخت است. دیدن اثر منفی که نام ارباب تاریکی بر او دارد، قهرمانی اسنیپ را بیشتر از هر چیزی چشم‌گیر می‌کند.

دیالوگ های اسنیپ هری پاتر

دیالوگ های اسنیپ هری پاتر

“اگر لانگ‌باتم خفه بشه، کلی کاغذبازی خسته‌کننده در پیش خواهد بود”

اسنیپ در نجات مردم به تحقیرآمیزترین شکل ممکن، بسیار عالی عمل می‌کند. وقتی آمبریج (Umbridge) از اسنیپ درخواست معجون حقیقت وریتا‌سرم (Veritaserum) می‌کند، اسنیپ در تلاش است تا خطری هری و دوستانش را تهدید نکند. البته او نمی‌خواهد آمبریج فکر کند که اسنیپ به دوستان هری اهمیت می‌دهد.

“کراب، کمی شل‌تر بگیر، اگر لانگ‌باتم خفه شود، کلی کاغذبازی خسته‌کننده پیش رو خواهد بود. می‌ترسم اگر برای شغلی درخواست بدهی، مجبور شوم به آن اشاره کنم.”

خنده‌دارترین بخش ماجرا این است که او عبارت “اگر برای” را با تمسخر می‌گوید که بعید می‌داند کراب برای شغلی درخواست بدهد.

لوپین و اسنیپ

” لوپین رفته بودی پیاده روی زیر نور ماه… نه؟”

اسنیپ نه‌تنها از جیمز پاتر (James Potter)، بلکه از تمام غارتگران کینه داشت، زیرا این افراد دوستان صمیمی او بودند. این گروه در سنین نوجوانی آسیب روحی زیادی به اسنیپ وارد کرده و اسنیپ در تلاش بود انتقام بخشی از این آسیب‌ها را بگیرد. زمانی که در هری پاتر و زندانی آزکابان، لوپین (Lupin) برای تدریس دفاع در برابر جادوی سیاه آمد، اسنیپ به حقیرترین شکل ممکن متوسل شد.

“لوپین. برای کمی قدم زدن زیر نور ماه بیرون بودی، نه؟”

اسنیپ تمام تلاشش را می‌کرد تا به دانش‌آموزان و استادها درباره ماهیت واقعی لوپین اشاره کند. احتمالاً از این‌که لوپین موضوعی را تدریس می‌کرد که اسنیپ به شدت به آن علاقه داشت، احساس حسادت بیشتری در او ایجاد کرده بود.

“من برای تو جاسوسی کردم و دروغ گفتم، خودم رو به خاطر تو در معرض خطر مرگ قرار دادم.”

اگرچه اسنیپ سخت‌گیری زیادی نسبت به هری نشان می‌داد اما اصول اخلاقی خاصی داشت که در برخی از دیالوگ‌ها به خوبی قابل مشاهده هستند. عشق اسنیپ به لی‌لی چراغ راهنمای او در زندگی بود و از طریق جاسوسی دو‌جانبه برای دامبلدور در تلاش بود تا از هری محافظت کند. دقیقا به‌همین دلیل بود که از شنیدن نقشه نهایی دامبلدور واقعا تعجب کرد.

«من برای تو جاسوسی کردم و بخاطر تو دروغ گفتم، خودم رو بخاطر تو در معرض خطر مرگ قرار دادم. قرار بود همه چیز برای حفظ امنیت پسر لیلی پاتر باشه. حالا به من می‌گی اون رو مثل یک خوک برای کشتار بزرگ کردی؟»

اسنیپ با تصمیم دامبلدور برای قربانی کردن هری برای نجات دنیای جادوگری مخالفت کرد. او با این موضوع که مدیر مدرسه کودکی را برای کشتن در لحظه مناسب تربیت کرده بود، مخالف بود.

اسنیپ در هری پاتر و جام آتش

اسنیپ در هری پاتر و جام آتش

“به من دروغ نگو “

اسنیپ فکر می‌کرد هری در حال دزدیدن وسایل از کلاس معجون‌سازی اوست. اسنیپ مطمئن بود که هری پشت این ماجراست، بنابراین در مورد آن با او صحبت کرد اما در حقیقت کسی که دزدی را انجام می‌داد، بارتی کراوچ جونیور (Barty Crouch Jr.)، یکی از پیروان وفادار لرد سیاه بود.

«به من دروغ نگو»

وقتی هری توضیح داد که چیزی نمی‌دزدد، اسنیپ با این جمله پاسخ داد. استاد معجون‌سازی معمولاً در این موارد کاملاً درست عمل می‌کرد، اما این بار اشتباه متوجه شده بود.

تو نمی‌خوای من دشمنت باشم، کوییرل

تو نمی‌خوای من دشمنت باشم، کوییرل

تو نمی‌خوای من دشمنت باشم، کوییرل “

در کتاب اول اسنیپ به‌عنوان شرور بزرگ به‌تصویر کشیده شده بود، اما استاد معجون‌سازی در واقع چندین قدم از بقیه جلوتر بود. تنها کسی که از ذات واقعی کوییرل (Quirrell) خبر داشت، اسنیپ بود.

 «تو نمی‌خوای من دشمنت باشم، کوییرل.»

اسنیپ پیش از این نقشه‌های کوییرل برای آسیب رساندن به هری در طول مسابقه کوییدیچ را خنثی کرده بود و تجربه اسنیپ به‌عنوان یک جادوگر، توانست ماهیت واقعی کوییرل را برای او آشکار سازد.

“مگر این‌که قصد داشته باشی پاتر رو مسموم کنی”

سوروس اسنیپ اغلب از هری پاتر طرفداری نمی‌کرد، اما یک‌بار یکی از دیالوگ های اسنیپ هری پاتر در این مورد ماندگار شد. آمبریج در هاگوارتز از تمام خطر قرمزها عبور کرده و استفاده از سرم حقیقت برای وادار کردن دانش‌آموزان به گفتن حقیقت، یکی از جنایات ترسناک او بود. اسنیپ می‌دانست در صورتی که هری از معجون حقیقت استفاده کند، حقایق پنهان زیادی برملا خواهد شد از جمله سیریوس بلک؛ به‌همین دلیل بود که برای رد کردن درخواست آمبریج، از جمله‌ای هوشمندانه استفاده کرد.

«مگر اینکه قصد داشته باشی پاتر رو مسموم کنی. بهت اطمینان می‌دم که اگر این کار رو بکنی، بیشترین همدردی و همراهی رو با تو خواهم داشت اما نمی‌تونم کمکی به تو بکنم.»

اسنیپ درخواست آمبریج را نسبتاً مودبانه رد کرد. گویا او از دادن سم به هری خوشحال بود، اما حقیقت این بود که او نمی‌توانست (و نمی‌خواست) این معجون را برای مصرف هری فراهم کند.

“چوبدستی ویزلی باعث ویرانی می‌شه”

در هری پاتر و تالار اسرار، یک درس به آموزش دوئل اختصاص یافته بود و اسنیپ و لاکهارت (Lockhart)، مهارت‌های جادویی یکدیگر را در دوئل به چالش کشیدند. پس از آن تصمیم بر این شد که دوئل بین دانش‌آموزان انجام شود. لاکهارت پیشنهاد داد هری و رون (Ron) این دوئل را بر عهده بگیرند اما اسنیپ با کنایه گفت:

«چوبدستی ویزلی با ساده‌ترین طلسم‌ها ویرونی ایجاد می‌کنه. ما باید پاتر رو داخل قوطی کبریت بریزیم و به بیمارستان بفرستیم.»

اگر رون  از چوبدستی شکسته خود استفاده می‌کرد، ممکن بود شاهد آسیب جدی به هری باشیم اما اسنیپ با این جمله، جلوی او را گرفت.

لی‌لی و اسنیپ

لی‌لی و اسنیپ

“هر چیزی”

سوروس اسنیپ شاید خیلی پرحرف نبود، اما کوچک‌ترین نقل قول‌هایش، شیواترین جملات بودند. دیالوگ های اسنیپ هری پاتر می‌توانست عمق احساسات او را با یک کلمه منتقل کنند. یکی از مکالمات او با دامبلدور برای به گریه انداختن طرفداران کافی است. اسنیپ واقعاً عاشق لیلی بود، و تصور این‌که ولدمورت به او یا پسرش آسیب برساند غیرقابل تحمل بود.

سوروس اسنیپ: بله، اما اون فکر می‌کنه پسرش است! قصد داره الان اون‌ها رو بکشه. اون رو پنهان کن، همه اون‌ها رو پنهان کن. التماست می‌کنم.

آلبوس دامبلدور: در عوض چه چیزی به من می‌دی، سوروس؟

سوروس اسنیپ: هر چیزی.

کلمه «هر چیزی» ثابت کرد که اسنیپ چقدر برای نجات لی‌لی و خانواده پاتر، عاجز بود. اسنیپ هر کاری لازم بود انجام داد تا پس از رفتن لی‌لی از هری محافظت کند.

“به صفحه ۳۹۴ برید”

یکی از نمادین‌ترین دیالوگ‌های کل مجموعه هری پاتر توسط سوروس اسنیپ گفته شد، زمانی که او جایگزین لوپین در کلاس دفاع در برابر جادوی سیاه شد. او می‌خواست کلاسش را کنترل کند و اصرار داشت که همه به صفحه خاصی از کتاب‌های درسی خود مراجعه کنند.

«صفحه ۳۹۴ رو باز کنید»

بیش از خود دیالوگ، بازی بی‌نقص آلن ریکمن (Alan Rickman) بود که آن را بسیار خاطره‌انگیز کرد. اسنیپ در این بخش مخفیانه دانش‌آموزان را به فصلی در مورد گرگینه‌ها سوق می‌داد و سعی کرد راز لوپین را فاش کند.

هری، اسنیپ و هرماینی

هری، اسنیپ و هرماینی

“شهرت واضحاً همه چیز نیست”

از همان لحظه ورود هری به هاگوارتز، کاملاً مشخص است که او منفورترین دانش‌آموز نزد سوروس اسنیپ است. اسنیپ، پسری که زنده ماند را به‌خاطر عدم آگاهی‌اش از دنیای جادویی مسخره می‌کند. او با تأکید می‌گوید که اگرچه هری در دنیای جادوگری فوق‌العاده مشهور است، اما از هیچ یک از همسالانش بهتر نیست.

«شهرت واضحاً همه چیز نیست.»

این جمله در اولین مجموعه هری پاتر، ماهیت اسنیپ را به‌عنوان یک آنتاگونیست به‌تصویر می‌کشد.

“جرأت داری از طلسم‌های خودم علیه خودم استفاده کنی، پاتر؟”

در طول ششمین سال تحصیل هری پاتر در هاگوارتز، او یک کتاب معجون قدیمی با یادداشت‌ها و طلسم‌های دست‌نویس پیدا کرد. این کتاب قبلاً متعلق به یک جادوگر مرموز بود که فقط با نام شاهزاده دورگه شناخته می‌شد. هری از دستورالعمل‌های کتاب برای پیشرفت در کلاس استفاده می‌کرد. این شاهزاده مرموز کسی نبود جز خود اسنیپ.

جرات می‌کنی از طلسم‌های خودم علیه خودم استفاده کنی، پاتر؟ من بودم که اون‌هارو ا اختراع کردم. من، شاهزاده دورگه‌ام.

سوروس اسنیپ بعد از مرگ دامبلدور به‌عنوان شاهزاده دورگه معرفی شد. هری سعی کرد از یکی از طلسم‌های کتاب معجون‌ سازی مرموز خود علیه اسنیپ استفاده کند اما اسنیپ به‌راحتی طلسم خودش را خنثی کرد.

به من نگاه کن. تو چشم‌های مادرت رو داری

به من نگاه کن. تو چشم‌های مادرت رو داری

“به من نگاه کن. تو چشم‌های مادرت رو داری”

اسنیپ مرتباً شباهت‌های بین هری پاتر و پدرش جیمز را به او یادآوری می‌کرد اما نمی‌توانست منکر شباهت چشم‌های هری به مادرش شود. هری قبلاً از دیگران شنیده بود که چشمان مادرش را دارد، اما این موضوع اهمیت بیشتری پیدا کرد زیرا اسنیپ در حال مرگ در آغوش او، به این موضوع اشاره کرد.

«به من نگاه کن. تو چشمان مادرت رو داری.»

لی‌لی تنها دوست سوروس اسنیپ در کودکی بود و رابطه‌ او با جیمز، سوروس جوان را از هم پاشید. با این‌حال، اسنیپ هرگز از عشق خود به لی‌لی دست نکشید.

دیالوگ های اسنیپ هری پاتر : "همیشه "

دیالوگ های اسنیپ هری پاتر : “همیشه “

دیالوگ های اسنیپ هری پاتر : “همیشه “

عشق بی‌دریغ اسنیپ به لی‌لی پاتر، تمام زندگی او را شکل داد. اسنیپ آن‌قدر به لی‌لی اهمیت می‌داد که هر کاری برای او می‌کرد. او حتی وقتی فهمید که لرد سیاه قصد دارد پسر نوزادش را بکشد، به ولدمورت پشت کرد. سال‌ها بعد، دامبلدور از دوست قدیمی‌اش پرسید که آیا احساساتش نسبت به لی‌لی هنوز به همان اندازه قوی است یا خیر. او با استفاده از طلسم پاترونوس خود، که درست مانند طلسم لیلی، یک گوزن بود، پاسخ داد.

«همیشه»

ریکمن پاسخی ساده و دردناک داد.

“تا حالا به ذهنِ باهوشت رسیده که دیگه نمی‌خوام این کار رو بکنم؟”

شاید دانش آموزان سابق سوروس اسنیپ بعد از کشتن دامبلدور از او متنفر شده باشند، اما سرانجام متوجه حقیقت شدند. گذشته اسنیپ به‌عنوان یک مرگخوار، او را به یک جاسوس دوجانبه عالی برای دامبلدور تبدیل کرده بود. اسنیپ به دامبلدور قول داد در صورت محافظت از خانواده لی‌لی، به او وفادار خواهد ماند. دامبلدور گاهی درخواست‌های سختی از اسنپ داشت و وقتی فشارها افزایش یافت، اسنیپ در مقابل دامبلدور فرو ریخت.

 

دیالوگ های اسنیپ هری پاتر

دیالوگ های اسنیپ هری پاتر


شاید از نظر تو پنهان مونده و بهش توجه نکردی اما زندگی منصفانه نیست

در هری پاتر و محفل ققنوس، اسنیپ از ناعادلانه بودن زندگی صحبت می‌کند. زندگی عادلانه نیست و اسنیپ این را با تمام وجودش درک می‌کند. لی‌لی تنها دوستی بود که اسنیپ داشت ولی رابطه این دو به مرور زمان کمرنگ شد و جیمر پاتر و دوستانش به اسنیپ آزار می‌رساندند. حتی بعد از ازدواج لی‌لی، او هنوز هم مهم‌ترین فرد زندگی اسنیپ بود. این مورد از دیالوگ‌ های اسنیپ هری پاتر به رنجی اشاره دارد که اسنیپ در طول زندگی خود تجربه کرده است.

لیست دیالوگ های اسنیپ هری پاتر

لیست دیالوگ های اسنیپ هری پاتر

دیالوگ های اسنیپ هری پاتر : “ذهن چیزی پیچیده و چندلایه است پاتر. یا حداقل، بیشتر ذهن‌ها این‌طور هستن.

از آن‌جایی که اسنیپ توسط پدر هری مورد تمسخر قرار می‌گرفت، او نیز بی‌رحمانه با انجام همین کار با پسرش، سعی در گرفتن انتقام داست. او اغلب به هوش او توهین می‌کرد، با وجود این‌که هری در شرایطی بزرگ شده بود که هیچ‌چیز در مورد دنیای جادوگری نمی‌دانست. برخی از دیالوگ های اسنیپ هری پاتر مستقیما برای کنایه زدن به هری استفاده می‌شد و این مورد از جمله همین موارد است.

 

نظر خود را در مورد شخصیت اسنیپ و دیالوگ های اسنیپ هری پاتر در بخش کامنت با ما در میان بگذارید.

آخرین مقالات کمیک بوکی را در کافه کمیک بخوانید.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *