فیلم Clayface به عنوان اثری مستقل در ژانر وحشت دنیای دیسی با مدت زمان ۱۰۸ دقیقه و رویکردی مرموز برای اکران آماده میشود تا تعریفی تازه ارائه دهد.
به گزارش بخش اخبار سینمایی کافه کمیک، دنیای سینمایی دیسی (DCU) با هدایت جیمز گان (James Gunn) و پیتر سفران (Peter Safran)، مسیرهای روایی متنوعی را در پیش گرفته است. در میان انبوه پروژههای ابرقهرمانی، فیلم کلیفیس (Clayface) به عنوان یک اثر مستقل در ژانر وحشت، جایگاهی منحصربهفرد و کنجکاویبرانگیز دارد. این پروژه که به بررسی منشأ تاریک و دگرگونی هولناک مت هِیگن (Matt Hagen) میپردازد، از هماکنون به دلیل رویکرد جسورانه تیم سازنده در ایجاد ترس و تعلیق، توجه مخاطبان جدی سینمای کمیکبوکی را به خود جلب کرده است.
مدتزمان ۱۰۸ دقیقهای؛ روایتی متمرکز و ضربآهنگ متراکم
مدتزمان نهایی این فیلم یک ساعت و ۴۸ دقیقه اعلام شده است. اگرچه این عدد با زمان ۱۰۸ دقیقهای اثر اخیر دیسی، یعنی سوپرگرل: زن فردا (Supergirl: Woman of Tomorrow) برابری میکند، اما ساختار داستانی کلیفیس با بهرهگیری از ضربآهنگِ متمرکز و قصهگوییِ متراکم، نویدبخش تجربهای کاملاً متفاوت است. این زمان کوتاه، فرصتی ایدهآل برای فیلمساز فراهم میآورد تا بدون اتلاف وقت و با تمرکز بر تحولات درونی شخصیت، مخاطب را در فضایی کلاستروفوبیک و دلهرهآور غرق کند.

یکی از هوشمندانهترین جنبههای پیشتولید این فیلم، استراتژی بازاریابی جیمز واتکینز (James Watkins) است. او با درک عمیق از روانشناسی مخاطب ترس، تصمیم گرفته است که شکل نهایی و هیولایی کلیفیس را تا لحظه تماشای فیلم از انظار عمومی دور نگه دارد. این رویکرد که به اصطلاح نشان ندادن کوسه در فیلم آروارهها (Jaws) است، نه تنها رمز و راز داستان را حفظ میکند، بلکه قدرت تخیل تماشاگر را به کار میگیرد تا ترس بزرگتری در ذهن او شکل بگیرد. در عصری که اکثر فیلمهای بلاکباستر بخش عمدهای از سورپرایزهای خود را در تریلرها فاش میکنند، این خویشتنداریِ خلاقانه، امتیازی بزرگ برای واتکینز محسوب میشود.
گریمهای واقعگرایانه؛ عامل اصلی وحشت در اثر جدید دیسی
در بطن این اثر، تام ریس هریس (Tom Rhys Harries) در نقش مت هِیگن، بارِ دراماتیک سنگینی را به دوش میکشد. طبق گزارش CBM، گریمهای پیچیده و خیرهکننده شخصیت، به قدری واقعگرایانه و تکاندهنده طراحی شدهاند که حتی برای دوستان و خانواده بازیگر نیز در طول تماسهای ویدیویی، تجربهای عجیب و خندهدار رقم زدهاند. این تعهد به بازنماییِ بصریِ فروپاشی فیزیکی یک انسان، هسته اصلی ترس را تشکیل میدهد. داستان بر پایه فیلمنامهای از مایک فلناگان (Mike Flanagan) و حسین امینی (Hossein Amini) استوار است؛ نویسندگانی که سابقه درخشانی در خلق اتمسفرهای وحشت و تعلیق دارند.
اتصال این اثر به نسخه کلیفیس در سریال انیمیشنی کماندوهای موجود (Creature Commandos)، پیوستگی دنیای دیسی را بیش از پیش تقویت میکند و به مخاطبان اجازه میدهد عمق تراژیک این شخصیت را در قالبی زنده و نفسگیر لمس کنند. با توجه به اکرانهای آزمایشی موفق و مقایسه آن با آثاری که استانداردهای ژانر وحشت و روانشناختی را جابهجا کردهاند، کلیفیس نه تنها یک فیلم ابرقهرمانی دیگر نیست، بلکه پروژهای است که میتواند تعریف جدیدی از نحوه به تصویر کشیدن ضدقهرمانانِ دیسی ارائه دهد. تماشاگران باید آماده باشند تا شاهد فیلمی باشند که در آن، مرز میان انسان و هیولا نه با دیالوگهای طولانی، بلکه با فروپاشی گوشت و پوست و در نهایت، فروپاشی هویت تعریف میشود.

